دقیقا برای چی هی پا میشم میام اینجا؟! هفته قبل که نبودم استاد به بچههای حاضر دونمره داده با یک بستنی و یک کلاس داستانپردازی، حالا امروز بعد از نیمساعت تاخیر اومده بیست دقیقه کلاس تشکیل داده و با عرض شرمندگی کلاس تعطیل رو کرده... من اما در اصل فرقی برایم نمیکند ولی دقیقا چرا؟!!
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
جای من اینجا نیست؛ جای من شاید آنجاست که کسی آنجا نیست...
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
قلبهایی که از هم دورند، دورمیمانند، نمیرسند...
....
یا به اوج رسیدن و همیشگی شدن و یا در راه ماندن و در تاریخ متوقف شدن
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
مایوسم از دوست داشتن و دوست داشته شدن... و این یعنی حالم بد است، حالم بد است، بد است.... و مشتاقم به مردن.. این شما و زندگی و سرخوشی و راحتی و بیپرواییتان... آخرین غزل شاعرانهام سکوت است؛ خوب بشنوید از من نجوای درماندگی مرا...
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
مگه چه هیزم تری احتمالا به تو فروختم من؟!! که خوشت نیومده.. توت بود، عناب بود...؟ از اونا؟ خار و خس خز..!؟ آره قربونت.. ما ز اسب و اصل افتادهایم...
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه
بنویس، خواهش میکنم! من به نوشتن تو محتاجم...! در پوست گردو، داخل کندو، تو چشم آهو (یا قسمت نافهاش حتی) نگذار انگشتان ما را.. ما به کمند گیسو نیازمندیم و تلالو آب بر روی زیبایت.. بنویس خلاصه! ما به نوشتن تو محتاجیم، بسی مشتاق نیز و کمصبر...
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه